دو پیامد نامطلوب مسئولیت‌گریزی/ از تضعیف تعهد متقابل تا شکست انسجام اجتماعی

  • کد خبر : 3912
  • 13 آبان 1404 - 9:02
دو پیامد نامطلوب مسئولیت‌گریزی/ از تضعیف تعهد متقابل تا شکست انسجام اجتماعی
عضو هیئت‌علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: تضعیف تعهد متقابل و شکسته‌شدن انسجام اجتماعی، از جمله پیامدهای مسئولیت‌گریزی برای جامعه است و نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و رسانه، همان فرهنگی که خودشان دریافت کردند و به آن عامل هستند را به نسل بعدی انتقال می‌دهند.

احمدرضا اصغرپور ماسوله، عضو هیئت‌علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با آنات نیوز، در خصوص مسئولیت‌گریزی و پیامدهای آن برای جامعه اظهار کرد: در هر جامعه‌ای نقش‌های متفاوتی وجود دارد؛ یعنی ما به‌عنوان اعضای جامعه نقش‌های متفاوتی را برعهده داریم و جامعه از ما انتظار دارد که این نقش‌ها را به نحو احسن ایفا کنیم. به‌عنوان‌مثال اگر به فردی نقش پدری واگذار شده؛ این نقش علاوه بر امتیازات و مزیت‌ها، مسئولیت‌ها و وظایفی دارد.

وی افزود: مسئولیت اجتماعی در واقع همان وظایفی است که به نقش‌های اجتماعی که ما برعهده داریم مربوط می‌شود، یعنی هر یک از افراد در نقش همسر، معلم، همکار، فرزند، شهروند و غیره مسئولیت‌هایی دارد که اگر این مسئولیت‌ها و وظایف مربوط به نقش‌های اجتماعی به‌خوبی ایفا نشود، مسئولیت‌گریزی رخ‌داده است.

اصغرپور ماسوله بیان کرد: همه این مسئولیت‌ها لزوماً به شکل مکتوب و از پیش تعیین شده نیستند؛ به‌عنوان‌مثال درباره نقش همسری در قانون یک‌سری مسئولیت‌ها به فرد نسبت‌داده‌شده و قانون از آن انتظار دارد که فرد آنها را انجام دهد؛ اما بخش زیادی از مسئولیت‌هایی که به عهده ما است، درواقع مسئولیت‌هایی است که فرهنگ به شکل غیرمکتوب و هنجارهای اجتماعی برعهده افراد گذاشته است. فرض کنید که جامعه از من به‌عنوان همسر و پدر، یک‌سری مسئولیت‌هایی انتظار دارد که در قبال فرزند و همسرم در شکل رفتار، گفتار و ارائه خدمات آنها را انجام دهم؛ پس این مسئولیت‌ها لزوماً مکتوب و قانونی نیستند بلکه بخشی از آن هنجار است یعنی به شکل ضمنی از فرهنگ تعیین شده‌اند.

وی تضعیف تعهد متقابل و شکسته‌شدن انسجام اجتماعی را دو پیامد مهم مسئولیت‌گریزی در جامعه دانست و تصریح کرد: این دو پیامد می‌تواند مواردی همچون عدم اعتماد به قرارداد اجتماعی، افزایش هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی مبادلات، اعتماد افراد به کسانی که با آنها پیوند قوی دارند، ازدست‌دادن ارزش پیوندهای ضعیف، به‌وجودآمدن جامعه جزیره‌ای در حوزه اقتصاد و اجتماع، شکسته‌شدن انسجام اجتماعی، انسجام افراد به شبکه خویشاوندی و دوستان نزدیک را تحت شعاع قرار دهد.

این جامعه‌شناس ذکر کرد: بخش اعظم کارهایی که انجام می‌دهیم، نقش‌هایی که بر عهده می‌گیریم و انتظاراتی که از خود یا دیگران داریم را فرهنگ به ما دیکته می‌کند. اگر شما مشاهده کنید که بخش اعظم شهروندان جامعه‌ای، وظایفی که از آنها انتظار می‌رود را انجام نمی‌دهند، این درواقع دستور فرهنگ آن جامعه است؛ ممکن است از نظر ما این موضوع مسئولیت‌گریزی باشد؛ زیرا خلاف مسئولیت‌هایی است که قانون برای یک شهروند تعیین کرده است.

وی در ادامه بیان کرد: فرض کنید که عموم آدم‌ها در یک جامعه، نمی‌خواهند مالیات پرداخت کنند و به فرار مالیاتی تمایل دارند، درواقع یعنی در آن جامعه فرهنگ عمومی و فرهنگی که بین مردم ساری و جاری است با پرداخت مالیات مخالفت می‌کند؛ البته ممکن است در قانون برای افرادی وظیفه تعیین شده که مالیات خود را پرداخت کنند، در اینجا ممکن است بین هنجار قانونی (قانون) و هنجار اجتماعی (هنجارهای ضمنی) تعارض رخ دهد؛ زیرا لزوماً هنجارهای اجتماعی در انطباق با هنجارهای قانونی نیستند.

عضو هیئت‌علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: هنجارهای قانونی توسط وزارتخانه‌ها، مجلس یا سازمان‌های قانون‌گذار و مقررات گذار تعیین می‌شوند؛ ولی هنجارهای اجتماعی بسیاری اوقات خودبه‌خود بین مردم رشد می‌کنند. این‌گونه نیست که اگر ما یک هنجار قانونی گذاشتیم، بلافاصله هنجارهای اجتماعی و هنجارهای ضمنی از آنها پیروی و تغییر کنند؛ بلکه ممکن است مدت‌ها مقاومت کنند و حتی هرگز کوتاه نیایند تا جایی که مجبور شوید قانون را عوض کنید؛ از این موارد نیز در جامعه ما فراوان است.

وی در خصوص نقش نهادهای اجتماعی در ترویج یا کنترل مسئولیت‌گریزی اذعان کرد: همه اعضای جامعه در فرایندی فرهنگ را دریافت و درونی می‌کنند که نام این فرایند، جامعه‌پذیری یا اجتماعی شدن است. این فرایند کارگزارانی مانند خانواده، مدرسه، رسانه و غیره دارد؛ بنابراین آنچه که اکنون از فرهنگ درک می‌کنیم، زمانی آن را دریافت کرده‌ایم و آموخته‌ایم و مرحله کلیدی آن در دوران کودکی تا بلوغ است. البته در طول زمان این جامعه‌پذیری تا حدی ادامه دارد و در دوران بلوغ نیز فعالیت می‌کند؛ ولی مرحله کلیدی آن و آنجایی که اصل موضوع صورت می‌گیرد و فرهنگ درونی می‌شود، قبل از بلوغ است.

اصغرپور ماسوله ادامه داد: اکثر این نهادهای اجتماعی، کارگزاران جامعه‌پذیری هستند و قاعدتاً باید کمک بکنند که ما فرهنگ را درونی کنیم؛ ولی این بدان معنا نیست که کارگزاران جامعه‌پذیری، آن فرهنگی که شما می‌خواهید و مایل هستید را توصیه کنند.

وی در ادامه توضیح داد: فرض کنید که می‌خواهید پرداخت مالیات را به نسل بعدی آموزش دهید، این موضوع از طریق خانواده‌ها و رسانه‌ها صورت می‌گیرد؛ اما حواستان باشد که خانواده‌ها و رسانه‌ها در واقع همان کسانی هستند که اکنون در عمل و نه در شعار، از پرداخت‌نکردن مالیات حمایت می‌کنند؛ یعنی فرزند من در خانواده رفتار و بینش‌های من را در عمل می‌بیند، نه اینکه تنها شعارها یا توصیه‌های اخلاقی من را بشنود. در رسانه نیز همین‌گونه است، اکنون در رسانه‌های اجتماعی توصیه‌های فرهنگی فراوانی وجود دارد و مردم زندگی خود را بیان می‌کنند و آن نیز در این جهت نیست. به‌این‌ترتیب این کارگزاران جامعه‌پذیری کار خود را انجام می‌دهند؛ اما همان فرهنگی که خودشان دریافت کردند و به آن عامل هستند را به نسل بعدی انتقال می‌دهند.

این استاد دانشگاه در خصوص تغییر یک هنجار اجتماعی عنوان کرد: هنگامی که هنجارهای اجتماعی به شکل تاریخی به وجود آمده‌اند، تغییرکردن آنها نیز به شکل تاریخی، تدریجی و با تغییر در سیستمی که این هنجارها در آن وجود دارند، رخ خواهد داد؛ بنابراین به این سادگی نخواهد بود که شما در کتاب‌های درسی نکته‌ای را بیاورید و سپس نسل بعد با آن نکته عامل شود و آن را درونی کند.

انتهای پیام /
 

لینک کوتاه : https://anatnews.ir/?p=3912

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم سردبیری در پایگاه خبری آنات نیوز منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.